.:. نفهم ها .:.
سخت است فهماندن چيزی به كسی، كه برای نفهميدن آن پول مي گيرد...
(شاملو)
سخت است فهماندن چيزی به كسی، كه برای نفهميدن آن پول مي گيرد...
(شاملو)
دخترک برگشت، چه بزرگ شده بود!
پرسیدم پس کبریت هایت کو؟
پوزخندی زد، گونه هایش آتش بود
گفتم میخواهم امشب با کبریتهای تو این سرزمین را به آتش بکشم
دخترک نگاهی انداخت، تنم لرزید...
گفت: کبریت هایم را نخریدند، مدت هاست تن می فروشم، میخری...؟

سلام!
حال همهی ما خوب است
ملالی نيست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خيالی دور،
که مردم به آن شادمانیِ بیسبب میگويند
با اين همه عمری اگر باقی بود
طوری از کنارِ زندگی میگذرم
که نه زانویِ آهویِ بیجفت بلرزد و
نه اين دلِ ناماندگارِ بیدرمان!
تا يادم نرفته است بنويسم
حوالیِ خوابهای ما سالِ پربارانی بود
میدانم هميشه حياط آنجا پر از هوای تازهی باز نيامدن است
اما تو لااقل، حتی هر وهله، گاهی، هر از گاهی
ببين انعکاس تبسم رويا
شبيه شمايل شقايق نيست!
راستی خبرت بدهم
خواب ديدهام خانه ای خريدهام
بیپرده، بیپنجره، بیدر، بیديوار ...
هی بخند!
بیپرده بگويمت
چيزی نمانده است، من چهل ساله خواهم شد
فردا را به فال نيک خواهم گرفت
دارد همين لحظه
يک فوج کبوتر سپيد
از فرازِ کوچهی ما میگذرد
باد بوی نامهای کسان من میدهد
يادت میآيد رفته بودی
خبر از آرامش آسمان بياوری!؟
نه زیرا جان
نامهام بايد کوتاه باشد
ساده باشد
بی حرفی از ابهام و آينه،
از نو برايت مینويسم
حال همهی ما خوب است
اما تو باور نکن!
(سید علی صالحی)

بی پرده بگم رودربایستی رو بوسیدم گذاشتم کتار، حالا من میدونم و ...
+ نوشتن یه هنره، باز خوبه انقد جسارتشو دارم بتونم دو خط بنویسم هرچی که باشه خوب یا بد
توی بی هنر که سر تا پات ارور میده چی میفهمی از این حرفا. فقط بلدی بخوری و آروغ بزنی و قربون
بند کیف رفیقات بری. متاسفم از خلقت موجودی مثل تو ... Kiss my ass
میخوام اعتراف کنم
یه اعتراف تلخ ،
از حیوونای " انسان نما " که خیلی راحت و بی شرمانه ژست روشنفکری و منطق و انسانیت به
خودشون می گیرن ،
متنـــــــــــــــــــفرم...

+ خنده ام می گیرد...
به حرف کسی که دارد در لحظات آخر طناب را به گردنم می اندازد و می پرسد :
حرفی برای گفتن داری؟
و من با خنده ای تلخ که میان بغض هایم محو شده بود با خودم تکرار می کردم:
اگر حرفی برای گفتن نداشتم الان اینجا نبودم...
تو واجب ترین اشتباه زندگی ام بودی...
بی تو هیچ فرصتی برای انتخاب فردا نبود ،
با همۀ زخم هایی که از بودنت خوردم ولی ممنون که بودی...
باش ، حتی وقتی نیستم
کسی، جایی انتظار بودنت را بو می کشد...

+ دلت کاروانسرا نیست رفیق،
نگذار دیگران وسط دلت خستگی رابطه های قبلیشان را در کنند و بروند...