.:. دو کلام و خورده ای .:.

 

۱.من و ته سیگار و پنجره ای نیمه باز،

مانده ایم که کدامیک برای سقوط مناسبتریم...

 

۲. این قرار آخر است، دیگر بیقرارت نمی شوم...

 

+ من، جای خالی تو، جای همیشگی،

اسپرسو، اینبار تلخ تر و خوشمزه تر از همیشه...

آرومم، هوا عالیه، دو ترکه بی اضافه بار با یه عالم عطر اقاقیا

رگبار میزنه کیف می کنم، فست اند فورگس

گاهی باید در نهایت لطافت، تند و وحشی بود...

 

نود و یک...

 

  صفحه نیازمندی ها رو ورق میزنم...

من نیازمند یک عالم سکوتم با یک دنیا آرامش،

چرا کسی این روزها سکوت نمی فروشد؟

چرا آرامش متاعی نایاب است؟

باید رفت...

از دیده و دل هردو باهم

شاید سرنوشت حقیقتی غیر از این در خود دارد،

کسی چه میداند؟

سخت دلگیرم، از همه چیز از همه کس، وایسا دنیا میخواهم پیاده شوم... 

    بعدش نوشت:

 + زندگی رنج است، حقیقت اینست خواهی نخواهی...

 + فاصله تا جایگاه بعدی : چند متر...   

   دست از پا خطا خطا کنی تعویض میشوی، اینست پیام عشقهای امروز...

 + گاهی صبرم لبریز میشود ولی محکومم به ماندن، به جرم بی گناهی