محکومم به ماندنی تلخ در دنیایی با هوای مسخ

محکومم به حرفهای مرگ با کابوس و خوابهای بی رنگ

محکومم به گناه ناکرده با حکم تاوان گناه دیرکرده 

محکومم به جرم دلهای نشکسته به حکم قاضی دل خسته

محکومم و دفاعم این است، گناهم تقصیر این دل سنگین است...

...

عقاید نوکانتی ازآن من، شقایق نورماندی ازآن تو...

حلاوت و بی صبری ازآن من، عشق ۱۵ سانتی ازآن تو...

ماکارونی، تمبر هندی ازآن ما، خیابان شهید قندی ازآن ما...

قبری که بهش میخندی ازآن ما، ذکاوت و رندی ازآن ما...

کوکوی دوشب مانده ازآن ما، کپی پدرخوانده ازآن ما...

خلقت ناخوانده ازآن ما، کپی پدرخوانده ازآن ما...   

دولت شرمنده ازآن ما، کلفتی پرونده ازآن ما، ملی پوش بازنده ازآن ما، انتقاد سازنده ازآن ما... 

شاید که آینده از آن ما...

...

تویی و من و تلخی رفتار، تویی و من و اصرارهای بسیار

تویی و من و قانون منفور، تویی و من و جریمه هر روز

تویی و من و دلتنگی مسکوت، تویی و من و گریه ی مشروط

تویی و من و انتظار بی پایان، تویی و من و انتهای خط پایان...