.:. بعداز ظهر سگی... .:.
ترافیک و سانسور خبری و ساندویچ سرد...
کتاب شعر ناقص و م.مودب پوری که کیمیا شده و بوی رنگ پریدۀ ۲۱۲ قلابی...
سر درد و سینوزیت و کوآموکسی کلاوی که دیگه... دیگه اثری نداره...
صدای ناهنجار و اخبار ناگوار و تحمل نگاه های معنی دار...
دتس پرفکت!
چـــرز، بعدازظهر سگی...
بعدش نوشت:
- به مرد بودنت نناز که جبر بوده و بس، به نامرد نبودنم می نازم که اختیار محضه...
- باید که تن نداد و رفت، به جستجوی سرنوشت...
- شششت، نیو تکست مسیج فرام ایرانسل... مرض، کوفت، درد بی درمون...
+ نوشته شده در ساعت توسط $hakhenoo$
|
من نه عاشق بودم و نه محتاج نگاهی كه بلغزد بر من