آنچنان دستخوش تقدیرم

آنچنان سیرم از زندگی

 آنچنان سر خورده و پر از گناهم

که ماندنم بس پوچ و پر از اشتباه است

خواستم برگردم اما راه نیست

خواستم طی کنم ره هموار نیست

خواستم تا تکیه بر دیواری نهم، اما دیوار نیست

تنهایم و تنهایی ام با تو پر است

گر چه سخت اما پر از زیباییست

دلخوش و مست از لحظه های بودنت

می بالم به خود از حضور بی تنت...